خانه / اخبار / وقایع یمن / ریز و درشت خاورمیانه در ۲۰۱۷

ریز و درشت خاورمیانه در ۲۰۱۷

عصر ایران؛ حمید رضا مهاجر – اینجا خاورمیانه است. بخشی از این دنیا که به بحران عادت دارد. خاورمیانه آکنده از منابع بی ثباتی است؛ شکاف های طایفی و مذهبی، تروریسم، حکومت های فاسد و ناکارآمد، دیکتاتوری، فقر، دخالت های خارجی و البته اسراییل! برای خاورمیانه، جایی که ثبات به یک رویای دست نیافتنی تبدیل شده است، سال ۲۰۱۷ نیز پر از تحولات ریز و درشت بود.

عراق

سال ۲۰۱۷ برای کشور همسایه، سال عبور از تهدید وجودی داعش بود. آزاد سازی موصل توسط ارتش عراق و نیروهای مردمی در اوایل تابستان امسال، نقطه عطفی در شکست پروژه خلافت اسلامی بود که ابوبکر بغدادی در سال ۲۰۱۴ از مسجد جامع این شهر، از آن پرده برداشت. روند شکست های داعش در عراق تا اواخر سال ۲۰۱۷ در نهایت به جایی رسید که حیدرالعبادی نخست وزیر دولت عراق، رسما ماه گذشته اعلام کرد که داعش به پایان رسید.

یکی از تحولات مهم عراق در سال ۲۰۱۷، برگزاری همه پرسی استقلال کردستان بود. طرحی که هر چند با مخالفت های گسترده منطقه ای و بین المللی مواجه شد اما با اصرار مسعود بارزانی این همه پرسی برگزار گردید. روند تحولات پس از همه پرسی، به شکست تاریخی کردها در عراق منجر شد؛ باختن کرکوک و بازگشت کردها به مرزهای سال ۲۰۰۳.

کرکوک این شهر استراتژیک در شمال عراق که دومین ذخایر گاز و نفت این کشور پس از بصره در آنجا قرار دارد به همراه تعدادی از شهرهای دیگر مانند طوزخورماتو در داخل محدوده مرزی دولت مرکزی پس از آغاز هجوم داعش در سال ۲۰۱۴ تحت کنترل نیروهای پیشمرگه قرار گرفت. به این ترتیب دولت اقلیم کردستان، با فروش نفت کرکوک به ترکیه، ثروت زیادی را به دست آورد که مسعود بارزانی نه تنها یک دلار از آن را به بغداد نداد بلکه حتی در میان شرکای کرد خویش نیز توزیع نکرد. ورود ارتش عراق و نیروهای مردمی به کرکوک که با سکوت واشنگتن همراه بود نشان داد که شرط بندی بارزانی بر روی امریکایی ها برای خروج از بحران همه پرسی، یک شرط بندی اشتباه بود. شرط بندی که کردهای سوریه اگر پند گرفته باشند آن را تکرار نخواهند کرد.

سوریه

سال ۲۰۱۷ برای سوریه تداوم جنگی بود که از اواخر سال ۲۰۱۱ آغاز شده است. روند تحولات نظامی در سوریه در سالی که گذشت با پیروزی های پی در پی ارتش سوریه و نیروهای هم ردیف همراه بود. دمشق در حالی وارد سال ۲۰۱۷ شد که در روزهای پایانی سال ۲۰۱۶، آزاد سازی کامل حلب را از جبهه النصره و متحدینش جشن گرفت. جایگاه حلب برای سوریه به همان اندازه ارزش دارد که استانبول برای ترکیه. با ورود به سال ۲۰۱۷، ارتش سوریه و متحدینش از یک سو و شبه نظامیان موسوم به سوریه دموکراتیک تحت حمایت امریکا از سوی دیگر، رویکرد اصلی خویش را بر شکست داعش و بلعیدن سرزمین های تحت سیطره داعش در مرکز و شرق سوریه متمرکز کردند. به این ترتیب روند شکست های داعش در سوریه با سرعت آغاز شد و با سقوط الرقه و دیرالزور در شرق این کشور، داعش در سوریه به فروپاشی کامل رسید.

فروپاشی داعش در سوریه، در هفته های پایانی خویش به صحنه رقابت سرسختانه ایران و امریکا در عملیات آزاد سازی ابوکمال و کنترل گذرگاه استراتژیک مرزی قائم-ابوکمال تبدیل شد. از دیدگاه امریکایی ها، کنترل این گذرگاه توسط ارتش سوریه و متحدینش در محور مقاومت به معنای باز شدن کریدور زمینی تهران بیروت است، کریدوری که یک تهدید استراتژیک برای امنیت اسراییل به شمار می رود. نگرانی امریکایی ها تا جایی بود که بنا به شواهد میدانی عینی منجر به حمایت های گسترده اطلاعاتی از داعش و ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر روی ابوکمال از سمت غرب و شمال این شهر شد. مرکز عملیات تنف، که یکی از پایگاه های اصلی ارتش امریکا در شرق سوریه به شمار می رود به شدت در تلاش بود که با ایجاد تاخیر در ورود ارتش سوریه و متحدینش به ابوکمال، زمان لازم برای رسیدن شبه نظامیان سوریه دموکراتیک به این شهر را از سمت شمال و شرق رود فرات را فراهم کند که البته موفق نشد!

یکی از تحولات جدی در عرصه نظامی در سوریه، پیشروی گسترده ارتش سوریه و محور مقاومت در حومه جنوب غربی دمشق جایی که در مجاورت مرزهای فلسطین اشغالی واقع شده است. کنترل بیت سابر و بیت جن در این منطقه به معنای کنترل کامل رشته کوه های حرمون(جبل الشیخ) است که از دیدگاه اسراییل، حضور شبه نظامیان مورد حمایت ایران در آنجا یک تهدید استراتژیک به شمار می رود. این منطقه را به خاطر بسپارید، جایی که جرقه جنگ بزرگ و حتمی حزب الله و اسراییل از آنجا زده خواهد شد اما اینکه شعله های این جنگ به جنوب لبنان و داخل سرزمین های اشغالی نیز خواهد رسید یا نه، سئوالی است که در آن زمان باید پرسید!

زمانی که اردوغان شروع به فحاشی علیه اسد می کند یعنی که مذاکرات سیاسی طرف های سه گانه تضمین کننده راه حل سیاسی بحران سوریه(روسیه، ایران و ترکیه) با شکست مواجه شده است. لاوروف وزیر امور خارجه روسیه، در واپسین روزهای سال ۲۰۱۷، عنوان مرحله سال ۲۰۱۸ بحران سوریه را اعلام کرد؛ نابودی جبهه النصره(شاخه القاعده در سوریه)، عنوانی که از عصبانیت اردوغان به نظر می رسد، آنکارا آن را نپذیرفته است. نشانه های شکست این مذاکرات را می توان در عملیات گسترده کنونی ارتش سوریه و متحدینش در شمال حماه و جنوب شرق ادلب مشاهده کرد. به این ترتیب اگر سال ۲۰۱۶ با حلب و سال ۲۰۱۷ با دیرالزور به پایان رسید، نظام سوریه و متحدینش امیدوارند سال ۲۰۱۸، سال ادلب نام گذاری کنند.

عربستان سعودی

سال ۲۰۱۷ را باید سال تولد یک عربستان “دیگر” نامید که بیش از آنکه “سعودی” باشد محمد بن “سلمانی” است. برای جکومتی که تا کنون هیچ برنامه استراتژیک مدونی در داخل یا خارج از کشورش نداشته است، ارائه چشم انداز ۲۰۳۰ در نوع خود یک تحول بزرگ به شمار می آید. ولیعهد جوان تلاش دارد که با ساختن نمونه عربی دره سلیکون تحت عنوان “نیوم” در ساحل دریای سرخ، کشورش را متحول کند. محمد بن سلمان در سالی که گذشت اقدام به برخی از اصلاحات اجتماعی کرد؛ محدود کردن صلاحیت های پلیس امر به معروف و نهی از منکر، صدور مجوز رانندگی زنان و برگزاری کنسرت های مختلط و برخی از اقداماتی که برای کشوری مثل عربستان، شکستن “تابو” به شمار می آید. هر چند به ادعای نیویورک تایمز شکستن این تابو ها بدون خروج زندانیان سیاسی مانند رئوف البدوی که به خاطر انتقاد از پلیس امر به معروف و نهی از منکر در ملاء عام تازیانه خورد، هیچگاه واقعی به نظر نخواهد رسید.

دستگیری گسترده شاهزادگان با نفوذ سعودی مانند ولید بن طلال و متعب بن عبدالله با شعار مبارزه با فساد، ادعایی بود که با خرید ویلای چند صد میلیون دلاری برای ولیعهد در فرانسه یا قایق تفریحی ۵۰۰ میلیونی از یوری شیفلر روس سازگار نبود. محمد بن سلمان تلاش کرد با دستگیری امیران، با یک سنگ، سه نشان را هدف قرار دهد: پول، رسانه و حکومت!

اینکه ولیعهد خواهد توانست به اهداف خود برسد یا نه پرسشی است که پاسخ آن در رابطه با چند اصل کلی در عربستان تعیین خواهد شد؛ مذهب رسمی، خاندان سعودی و امریکایی ها!

یمن

سال ۲۰۱۷ برای یمن، سومین سال جنگ داخلی این کشور و حملات هوایی ائتلاف عربی به مناطق تحت کنترل انصارالله در شمال این کشور بود. در سالی که گذشت دو تحول جدی در یمن و عرصه نظامی و سیاسی رخ داد. حملات موشکی ارتش یمن و انصارالله به عمق عربستان سعودی و امارات را می توان نقطه عطفی در بحران یمن ارزیابی کرد. در اوایل نوامبر گذشته و درست زمانی که ولیعهد عربستان، بازداشت شاهزادگان را آغاز کرده بود، موشک بالستیک یمنی ها در فرودگاه ملک خالد ریاض سقوط کرد. شلیک به قصر الیمامه ریاض هر چند با پاسخ سپر موشکی امریکایی پاتریوت ناکام ماند اما در هر صورت معادله جدیدی ایجاد شد: ریاض در برابر صنعا! این حملات شوک شدیدی برای عربستان وارد کرد. تاثیر این شوک به اندازه ای بود که دو روز پس از شلیک یمنی ها، صعودی ها مجوز ورود محموله های انسانی به بندر الحدیده را صادر کنند.

دومین تحول جدی در یمن، حذف علی عبدالله صالح از صحنه سیاسی این کشور بود. در ماه های اخیر، اختلافات میان حوثی ها و علی عبدالله صالح شدت گرفت. اختلافاتی که در نهایتا منجر به شورش نیروهای وفادار به رئیس جمهور مخلوع گردید. پس از سه روز درگیری میان نیروهای وابسته به صالح و حوثی ها، شورش شکست خورده و علی عبدالله صالح در حال فرار به شهر مارب که در کنترل نیروهای وفادار به عربستان قرار دارد، به دست قبایل وفادار به انصارالله کشته شد.

لبنان

در اوایل نوامبر سال ۲۰۱۷، هواپیمای حامل سعد حریری، نخست وزیر لبنان وارد فرودگاه ریاض شد. لحظاتی بعد چند مامور امنیتی سعودی وارد هواپیما می شوند و محافظین نخست وزیر را خلع سلاح می کنند. مامورین امنیتی، سعد حریری را از هواپیما پیاده می کنند و نخست وزیر بهت زده بدون محافظینش به مکان نامعلومی انتقال داده می شود. ساعاتی بعد حریری، از طریق شبکه تلویزیونی العربیه، استعفای خویش را به دلیل آنچه که وی دخالت ایران در امور داخلی لبنان نامید، اعلام کرد!

بازداشت سعد حریری متحد سنتی سعودی ها در ریاض نشان داد که سیاست خارجی عربستان تا چه اندازه دچار بحران فقدان استراتژی است. این بی برنامگی در سیاست خارجی یکی از دلایل عمده شکست های پی در پی آنها در خاورمیانه است.

روند تحولات پس از بازداشت حریری و چانه زنی هایی که در عرصه منطقه ای و بین المللی انجام شد، به جایی رسید که حریری پس از بازگشت به لبنان استعفای خویش را پس بگیرد تا ثابت شود سعودی ها تا چه اندازه در سیاست خارجی خویش دچار آشفتگی هستند.

فلسطین

صدور فرمان انتقال سفارت امریکا از تل آویو به قدس توسط رئیس جمهور امریکا و بازتاب صدور این فرمان در سطوح منطقه ای و جهانی یکی از مهترین تحولات خاورمیانه در سال ۲۰۱۷ بود. اهمیت تصمیم دونالد ترامپ به اندازه ای بود که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی این فرمان را با اعلامیه تاسیس اسراییل موسوم به “بالفور” که توسط وزیر امور خارجه بریتانیا در سال ۱۹۱۷ صادر شد، مقایسه کند.

انتقال سفارت امریکا به بیت المقدس در راستای طرحی موسوم به “معامله قرن” است که بر اساس آن سیطره اسراییل بر بیت المقدس شرقی از سوی اتحادیه عرب برسمیت شناخته می شود و در مقابل اسراییل نیز تشکیل دولت مستقل فلسطینی را می پذیرد. بر اساس این طرح حق بازگشت مهاجرین فلسطینی در مقابل کمک های اقتصادی به دولت فلسطینی نفی می شود و روابط بین کشورهای عربی و اسراییل عادی سازی می شود. از دیدگاه معماران اصلی این طرح یعنی عربستان و امریکا، بحران فلسطین به این شیوه حل و فصل می شود. راه حلی که نه تنها منجر به حل این بحران نشد بلکه باعث به کوما رفتن طرح صلح خاورمیانه برای مدت نامعلوم شد.

درباره

حتما ببینید

تحولات امنیتی یمن|حمله پهپادی به مقر فرماندهی امارات در ساحل غربی

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شهدای مدافع حرم به نقل از گروه بین الملل خبرگزاری …