سرویس فرهنگ و هنر مشرق – ساسان فلاح‌فر، روحانی فیلمساز با ساخت چند اثر مستند متفاوت در حوزه مقاومت و نمایش آن در جشنواره عمار به شهرت فراوانی دست یافت. فلاح‌فر به شناخت دقیقی از برادران افغان و فاطمیون با ساخت چند مستند دست یافت. تحلیل او درباره فاطمیون بسیار دقیق و شنیدنی است.

*آنچه در مقدمه بحث برای من اهمیت دارد ورود روحانیت به عرصه فیلمسازی است. این هم  یکی از هزاران برکت جشنواره عمار است. چرا فیلمسازی در این لباس مقدس برای شما جدی شد؟

وقتی لباس دین بر تن می‌کنم، وقتی درس دینی می‌خوانم باید یکسری از حرف‌ها را بزنم و دین را تبلیغ کنم، تبلیغ یعنی رساندن. دست مردم را باید بگیرم و برسانم به جایی که دین توصیه کرده است. به خاطر همین باید از ابزار روز باید استفاده کنم. من هر وقت پیام خوبی داشته باشم، با کلام و نوشتار باید آنرا منتقل کنم. اما همیشه باید از ابزار روز استفاده کرد و به روز صحبت کرد. تاریخ اسلام را که ورق می‌زنید، متوجه بهره‌برداری از ابراز روز خواهید شد. پیامبر در مدینه آمدند با بهترین الفاظ با مردم صحبت کردند، زیبا سخن گفتن از ویژگی‌های پیامبر بود. کلام نیکو و والا ، از ویژگی‌های امیر مومنان (ع) بو،د به همین دلیل نهج‌البلاغه بلاغت و زیبایی خاصی دارد. دین ما در نسبت با مدیوم‌های روز، طرز گفتگو کردن با مردم را به ما می‌آموزد.

*زبان دین با زبان سینما تعارضی ندارد؟

همیشه دعواست بر سر اینکه ماهیت سینما یک ماهیت سکولار است، به تعبیری عقل‌گرایی فارغ از دین. دیگرانی هم اعتقاد دارند که می‌تواند ماهیت دینی هم داشته باشد. دسته اول که معتقدند سینما مدیومی سکولار است بر این باورند که اگر در مسیر فیلمسازی گام برداری در آن ذوب خواهی شد و نمی‌توانی آنچیزی که مد نظر دین است را بگویی، چون مدیوم مال غربی هاست، چون غربی‌ها آنرا بوجود آوردند. اما به نظر من و خیلی از اساتید، ما می‌توانیم از این مدیوم به صورت دینی استفاده کنیم. همه مدیوم‌ها می‌توانند سکولار باشند، می‌توانند دینی باشند. بستگی به برخورد ما نسبت به آن دارد. برخورد من با سینما و فیلمسازی برخوردی دینی است. این را هم بگویم که می‌توان از این روش استفاده کرد برای تبلیغ دین.

عملکرد سینمای ایران در این سال‌ها فاجعه است

اغلب سینماگران ایرانی فقط دنبال پول و شهرت در جشنواره های فرنگی هستند
 

*شما می‌فرمایید که سینما ابزاری است برای تبلیغ دین.  عملکرد سینمای ایران را در این گذار و سی و اندی ساله چگونه تحلیل می‌کنید.

عملکرد سینمای ایران در این سال‌ها فاجعه است. عملکرد سینما در بخش داستانی در رابطه با مسائل دینی فاجعه است از چند جهت. یک عده هستند می‌آیند فیلم دینی می‌سازنند به قول آقای رحیم‌پور ازغدی برای کاسبی خودشان. یک مخلوطی از دروغ و واقعیت و توهم  راتحویل مردم می‌دهند به عنوان فیلم دینی. یک عده دیگر هم این مسئله، اصلا برایش مهم نیست. فقط دنبال همان اشاعه سبک زندگی غربی هستند و تازه اشاعه و بحث درباره سبک زندگی غربی را هم بلد نیستند. دوست دارند اما بلد نیستند. در مورد سینمای ایران فقط می‌توان به یک نتیجه رسید که اغلب سینماگران ایرانی فقط دنبال پول و شهرت در جشنواره های فرنگی هستند.

عموم فیلم‌هایی که استاد حاتمی کیا ساخته‌اند درونمایه دینی دارد

سینمای ایران ادای بیزنس را درمی‌آورد،بیزنسی هم نیست. چون وقتی ما فیلم خوب بسازیم ،هم درآمد دارد هم اعتبار، هم شان دارد برای سازنده و بازیگران. بر فرض مثال؛ استاد حاتمی‌کیا. شما ببیند عموم فیلم‌هایی که ایشان ساخته‌اند درونمایه دینی دارد. درونمایه‌ اعتقادی و درست دارد، خطش  را درست رفته است. سینماگر ایرانی می‌خواهد فیلم دینی بسازد چهارنفر را در حال نمازخواندن نشان می‌دهد که یکنفر هم در خانه‌اشان نذری می‌آورد ،یک پرچم امام حسن هم در خانه نصب کردند، ریش هم دارند و چنین ترکیبی ساده‌انگارانه‌ای در سینمای ایران یعنی فیلم دینی. در فیلم دینی، نمایش مناسک از ملزومات نیست، در فیلم دینی قهرمان اصلی نباید ریش داشته باشد. فیلم بادیگارد آخرین اثری که مردم  از آقای حاتمی‌کیا دیدند هیچکدام از مولفه‌های سطحی‌نگر و ظاهری فیلم دینی در محتوایش نیست ولی کاملا دینی است. نمونه دیگر یتیم خانه ایران است.چند تا کارگردان در ایران  مسئله و دغدغه‌اشان ساختن چنین اثری درباره تاریخ ایران است. یک عده با نگاه سکولار به سینمای دینی اعتقاد دارند. آنچه که در یتیم خانه ایران نمایش داده می شود مگر بر سر ایران نیامده است؟ چرا دغدغه هیچ فیلمسازی نیست غیر از ابولقاسم طالبی ؟ اغلب فیلم‌های اجتماعی ما شده‌اند نمایش عشق‌های مثلثی. آنچه که عرض کردم تحلیلی بود در مورد سینمای داستانی. چون من کار داستانی تولید نکردم و مخاطب سینمای داستانی هستم. یک

*مسیر بحث را به سمت سینمای مستند هدایت کنیم. چرا سینمای مستند مسئله شما شد؟

شما امروز چند نفر را می‌بینید که چند سینماگر را می‌شناسید که مسئله دنیای امروز و منطقه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم و بحرانی که در سوریه و عراق بوجود آمده مسئله و دغدغه‌اشان بوده، چه داستانی چه مستند.

آنقدر در حوزه فرهنگ مقاومت کار نکردیم و چند سال گذشت یکدفعه خدا محسن حججی را خدا فرستاد که کاری در حوزه فرهنگ مدیران ما نکردند او یک تنه انجام دهد.

*در جشنواره عمار  امسال سنگ تمام  گذاشتند.

من مسئله‌ام امسال و پارسال نیست. از ابتدای این رخدادها تا الان. از ابتدای وقایع سوریه و عراق بیشتر از صد مستند ساخته شده؟ بیشتر از دویست مستند ساخته شده؟ مردم باید نسبت به این مسئله باید آگاهی پیدا می‌کردند که چه اتفاقی دارد می‌افتد. آنقدر در حوزه فرهنگ مقاومت کار نکردیم و چند سال گذشت یکدفعه خدا محسن حججی را خدا فرستاد که کاری در حوزه فرهنگ مدیران ما نکردند او یک تنه انجام دهد. خدا به او گفته بود برو یک جنجالی در فضای رسانه درست بکن که نه ایران تمام دنیا بفهمند در آنجا چه خبر است.

هر جایی که دفاع از مظلوم ممکن باشد باید جبهه مقاومت تشکیل داد.

برای اغلب مدیران فرهنگی ما جبهه مقاومت مسئله نیست.

*نقصان در رسانه‌های مرجع را نمی‌توان کتمان کرد. در رسانه‌های مرجع ما تا دو سال قبل کلمه‌ای از مدافعان حرم مطرح نمی‌شددر صورتیکه رسانه‌های فارسی زبان ملکه عملیات روانی گسترده‌ای را درباره «مدافعان حرم» براه انداختند. در نتیجه کار نکردن رسانه‌های مرجع امروز شاهد این هستیم که حضور در سوریه و عراق مسئله ملی تلقی نمی‌شود. در صورتیکه مدافعان حرم و عرصه مقاومت مفهومی کاملا ملی است.

مدافعان حرم  در یک دوره زمانی آمده و باید دستمایه قرار بگیرد تا ما را با هدف اصلی برساند. مدافعان حرم عبارتی است برای تقریب ذهن مردم نسبت به جبهه مقاومت. مدافعان حرم در دل جبهه مقاومت هستند. جبهه مقاومت حتما مسئله‌اش این نیست که هر کجا حرم وجود دارد برود. جبهه مقاومت باید در جایی باشد که صدای مظلوم وجود دارد. هر جایی که مبارزه با استکبار و صهیونیسم ممکن باشد. مگر در یمن حرم داریم،اما جبهه مقامت داریم.الحوثی‌ها در یمن در دایره جبهه مقاومت هستند در لبنان جبهه مقاومت داریم.در افغانستان یک زمانی جبهه مقاومت شدند که توانستند نیروی های شوروی را از افغانستان خارج کنند. هر جایی که دفاع از مظلوم ممکن باشد باید جبهه مقاومت تشکیل داد.

*رسانه‌های مرجع اصلا دلشان نمی‌خواهد به صورت رسمی به جبهه مقاومت بپردازند.

ببین کم‌کاری مستند سازان از طرفی قابل توجیه نیست اما کسانی هم باید در عرصه مدیریت فرهنگی باشند که خط و ربط‌ها را برای مستندسازان و حتی فیلمسازان بخش داستانی تبیین کنند.

*جبهه مقاومت مسئله ملی ما هست یا نیست؟

مسئله جهانی ماست.

*پس چرا در رسانه‌های مرجع ما تصویر واضحی ندارد. چرا باید این مستندها را فقط در جشنواره عمار ببینیم.

برای اغلب مدیران فرهنگی ما جبهه مقاومت مسئله نیست. جبهه مقاومت، به نظر شخصی در حدود بیست درصد به جبهه مقاومت در رسانه‌های ما پرداخته شده  و هشتاد درصد مغفول مانده است.

شما تقریبا جایی را نمی‌توانید در سوریه نام ببرید که از شر تروریست‌ها آزاد شده و نامی از فاطمیون نباشد

*دو اثر اخیر شما در جشنواره عمار امسال در مورد لشکر فاطیمون است.چرا از میان همه سوژه‌هایی که وجود دارد سراغ لشکر فاطیمون رفتید؟

فاطیمون را سه سال است که بنده می‌شناسم. یک عده افغانستانی هستند که از بهترین‌های جبهه مقاومت هستند. شما تقریبا جایی را نمی‌توانید در سوریه نام ببرید که از شر تروریست‌ها آزاد شده و نامی از فاطمیون نباشد. عموما در همه مناطق سوریه حضور دارند. حالا فاطیمون از چه کسانی تشکیل شده‌ است.افغانستانی هستند. نگاه مردم به افغانستانی‌ها چگونه است؟

*عموما نگاه فاشیستی –اجتماعی  نسبت به افغان‌ها در ایران رایج است.

برخی ناراحت‌ می‌شوند که بنده این حرف را می‌زنم اما به نظر من واقعیت است که ما بعضی‌هایمان از خیلی از نژاد پرست هایی که در دنیا وجود دارند و ما عملکرد و رفتار آنها را نقد می‌کنیم، از آنها نژاد پرست تریم. در نژاد پرستی اشتباهاتی داریم،  می‌گوییم ما ایرانی هستیم و آنها افغانی. کسی که چنین رویکردی دارد اصلا تاریخ افغانستان را می‌داند؟ چند سال است که افغانستان از ایران بزرگ جدا شده که چنین حرفی را داریم می‌زنیم و از بالا به پایین به آنها نگاه می‌کنیم. به خاطر این نگاه‌های اشتباه به خاطر اینکه فضایی که در ایران وجود دارد و در تمام دنیا نیز هست، علی الخصوص در ایرانی که من زندگی می‌کنم و نگاه مردم را نسبت به افغان‌های می‌شناسم. دیدگاه‌های خودم هم در مورد افغان‌ها قبلا اشتباه بوده و نگاه من مثل بقیه بود.

عموم برادران افغان، اصلا به خاطر انقلاب حضرت روح‌الله  به ایران آمدند

*نگاه شما هم نژاد پرستانه بوده ؟

اینقدر نبوده اما از افغان‌ها خوشم نمی‌یامد. فکر می‌کردم آمده‌اند و جای مرا تنگ کردند. فکر می‌کردم حالا که همه چیز در ایران روبراه است به این کشور آمده‌اند. اما وقتی وارد جمع آنها شدم متوجه شدم عموم برادران افغان، اصلا به خاطر انقلاب حضرت روح‌الله  به ایران آمدند. یک تعدادی زیادی هم آمدند که در دوران دفاع مقدس به ایران کمک کنند. سال‌های پس از جنگ فهمیدیم که یک تیپی داشتند به نام تیپ ابوذر که چقدر شهید داشتندف چقدر فتوحات داشتند و ….

*یعنی آنقدری که آنان به ایران و ایرانی تعصب دارند ما به افغان‌ و افغانی تعصب نداشتیم.

اصلا. آنها به انقلاب، به امام خمینی(ره) ، به امام خامنه‌ای تعصب عجیبی دارند. به نظرم افغانستانی‌ها دارند صادرکنندگان انقلاب اسلامی می‌شوند. می‌شوند به آنها گفت دسترنج انقلاب خمینی و دارند انقلاب را به تمامی جهان صادر می‌کنند. از طرف دیگر انقلاب ما را در داخل دارند کمک می‌کنند. کاری که شاید باید خیلی بیشتر  تلاش می‌کردیم و انجام می‌دادیم امروز فاطیمون دارد این کار را انجام می‌دهد. مستند سازی درباره فاطمیون برای من فضایی به وجود آورد تا متوجه شوم برداشت من از افغان‌ها اشتباه است و بعد به آن کسانی این نگاه اشتباه را داشتند بفهمانم که به چه دلایلی باید نگاه اشتباه خودتان را درست بکنید. اگر من بخواهم من رسانه صالح داشته باشم باید مصلحانه عمل کنم باشم.  فاطمیون فضایی بوجود آورد تا با مدیوم فیلم مستند به مردم بگویم مردم افغانستان آنطور که شما فکر می‌کنید نیستند. در آثاری که درباره فاطمیون ساختم از ایثار حرف می‌زنیم. ایثار یک صفت پسندیده‌ای است در تمام عالم. ایثارگر کسی است که مردم خیلی به او محبت دارد. فاطمیون ایثارگرند و در چند فیلمی که درباره ایثارگران فاطمیون ساخته‌ام، لحظات فراوانی از ایثار فاطمیون را نشان می‌دهم. سر تا سر فیلم‌های من با محوریت فاطمیون، نشان دهنده ایثار است.ایثار در دایره فرهنگی انقلاب نیاز به ثبت دارد. اگر به نسل الان بگویید که تعداد بیشماری از افغان‌ها در جنگ هشت ساله حضور داشتند کمتر کسی باور می‌کند.

به همین دلیل مجموعه تشکیل شد از همین بچه‌های فاطمیون به نام مرکز رسانه‌ای فاطمیون که زیر نظر فرمانده‌اشان تشکیل شد برای اینکه تاریخ ثبت بکند چه کاری دارند   انجام می‌دهند. شما نگاه کنید از تیپ ابوذر اثر رسانه‌ای نمی‌بینید. چون آنچنان که مستحق است به وسیله تصویر ثبت نشد. مردم دلاور افغانستان در دوران دفاع مقدس در صف نخست نبرد بودند. اما امروز ثبت می شود که در سوریه فاطمیون چقدر خدمات ارائه دادند. چقدر برای جبهه مقاومت کار کرده‌اند و انشااله فردا  روزی که فاطمیون اسرائیل را هم نابود خواهند کرد.  مقام معظم رهبری فرمودند که ۲۵ سال آینده را اسرائیل نخواهد دید. یکی از ستون‌های نابودی اسرائیل  فاطمیون خواهد بود چون هدفشان این است. این هدف را از روز اولی که وارد سوریه شدند، داشتند. راه را گم نکردند از همان ابتدا گفتند که هدف ما پاک کردن این غده سرطانی است و با از بین رفتن اسرائیل منطقه آرام خواهد شد.

*این تصویر از فاطمیون خیلی متفاوت است با تصویر دانشجویی که می‌رود پرچم اسرائیل را با آب و رنگ پاک می‌کند. این تفاوت تربیت ناشی از کجاست؟

دقیقا تفاوت تربیت در پذیرش انقلاب است. دقیقا صحبت های چهارشنبه مقام معظم رهبری که نقل به مضمون ایشان فرمودند برخی دینشان سیاسی است و برخی سیاستشان دینی است. ما سیاستمان باید دینی باشد نه دینمان را با سیاسی بازی از بین ببریم. برخی اینجوری هستند ممکن است طرف عمامه هم بر سر داشته باشد ولی درک درستی از انقلاب نداشته باشد. ممکن است در انقلاب حضور داشته باشد ولی انقلابی نباشد. ممکن است همین امروز یک جایی یک مسئولیتی هم داشته باشد در ارگانی و نهادی داشته باشد ولی نه انقلاب را خوب فخم کرده باشد نه تربیت انقلابی را بفهمد، نه اینکه بفهمد تفاوت دوست و دشمن چیست. مشکل اصلی ما این است برخی گیر بدیهیات انقلابی هستند. اسرائیل اصلا چیزی نیست که بخواهد پرچمی داشته باشد، چهار تا دزد برای خودشان پرچم زده‌اند. پرچم دزدان احترام دارد؟ اگر ما می‌بینیم یک عده هستند که پرچم اسرائیل را از معابر عمومی پاک می‌کنند از روی پرچم رد نمی‌شوند و آنرا به عنوان یک کشور قبول دارند، در عوض در جمهوری اسلامی اسم و رسمی دارند، اما انقلاب  را نمی‌فهمند، جمهوری اسلامی را نمی‌فهمند و رهبری را نمی‌فهمند، مردم را نمی‌فهمند و خودشان را به نفهمی می‌زنند و نمی‌دانند که به خاطر خوشایند چه کسی اینکارها را  دارند می‌کنند. آخه چه منفعتی می‌تواند داشته باشد پاک کردن پرچم اسرائیل  که هیچ معنا و مفهومی ندارد. این پرچم سمبل گرفتن زندگی ماست و تو واکنش منفی به این پرچم نشان نمی‌دهی. اگر دزد به خانه شما بیاد لباس‌هایش می‌گیری اتو می‌کنی به او می‌دهی، با عقل و فطرت جور درنمی‌آید و آن دختر خانمی که داشت پرچم اسرائیل را پاک می‌کرد خط و ربط او هم مشخص شد.معلوم شد پدر و خاندانش کیست.

*چرا اعضای فاطمیون با اینکه این همه مصیبت در این کشور کشیده‌اند پای آرمان انقلاب ایستاده‌اند؟

فاطمیون از بیست و دونفر تشکیل شد . شخصیت ویژه ای به نام علیرضا توسلی که در روزهای دفاع مقدس، انقلاب از خدمات بی شمار او بهره‌مند شد، رفت عده‌ای افغان‌های عزیز را جمع کرد رفتند سوریه برای کمک کردن به جبهه مقاومت و آن بیست و دو نفر به تدریج افزایش یافتند و هسته اولیه افزایش یافت و به قصد مبارزه با غده سرطانی اسرائیل راهی سوریه شدند. در اثر بعدی که راجع به فاطمیون خواهم  تصاویرش را خواهید دید. از همان ابتدا هدف اصلی مشخص بود، باید اعوان و انصار صهیونیست‌های  از بین برد تا به غول نهایی رسید. با این طرز تلقی گروه کوچک فاطمیون به تدریج بزرگتر شد. آنچه لشکر فاطمیون را گسترش داد این بود که این لشکر رزمندگان خوبی هستند.

*شائبه‌ای و اتهامی که رسانه‌های معاند و بیگانه به رزمندگان عزیز لشکر فاطمیون می‌زنند این است که این عزیزان پول خوبی بابت حضور در سوریه می‌گیرند برای بنده که نیت شیعی آنان شفاف و روشن است اما چون شما به این دلاوران نزدیک بودید تحلیل خودتان چیست؟

حرف مالی را وسط می‌کشند و می‌خواهند آنان را مزدور معرفی کنند. من با یک صحنه اساسی در فیلم «جنگ، دوربین،من» پاسخ داده‌ام. اما سئوال من از کسانی که در رسانه‌هایشان چنین اتهامی به دلاوران فاطمیون می‌زنند این است که چند نفر حاضرند جانشان را با پول تعویض کنند؟

در همین زلزله اخیر که در تهران آمدند. شهروندان عزیز نخستین چیزی که به دنبال آن بودند تا خانه بردارند و بیرون ببرند بیرون پولشان بود؟ جانشان مهمتر بود یا پولشان؟  با طرح مسئله مالی می‌خواهند نشان بدهند مزدور هستند. مردمی که قاعدتا تحت تاثیر این مسائل قرار می‌گیرند حاضرم آنها را ببرم در میدان جنگ، اگر آنجا جلوی گلوله مستقیم داعش ایستاد من به هر کسی همراه ما شد پول اثر بعدی‌ام را خواهم داد.

در مستند  «جنگ، دوربین،من»  من دارم فرمانده‌ای را نشان می‌دهم از لشکر فاطمیون که پایش تیر خورده و حاضر نیست به عقب باز گردد.  به زور می‌گوید مرا نبرید من باید برگردم به خط مقدم. شما در مستند  «جنگ، دوربین،من» ببیند، مزدور در ۲۰ متری داعش خونخوار حاضر است با یک اسلحه بجنگد. این دلاوری حاصل پول نیست، حاصل شجاعت برآمده از اعتقاد است. یعنی در همان صحنه‌ای که ما نشان دادیم دلاور افغانی رفته جلو که بتواند داعش را به خوبی قلع و قمع کند و ممکن است با یک نارنجک دستی جانش را از دست بدهد.

دوستان اشتباه نکنند و تحت تاثیر شعارهای دشمن قرار نگیرند. دلاور فاطمیونی کارگر که نیست برود جلو چند تیر بیشتر شلیک کنند دستمزد بیشتری بگیرد، مجاهدند، مجاهد فی سبیل الله و برخی از مردم ما و کسانی که این شایعات را ترویج می‌دهند مفهوم مجاهد فی سبیل الله را فراموش کرده‌اند. فاطمیون فرزندان تیپ ابوذرند، همان کسانی که در هشت سال دفاع مقدس در جنگ مقدم برای حفاظت جان ایرانی‌ها جنگیدند. اگر زخم‌های آنان را التیام بخش نیستید لااقل آنقدر آزاده باشید و زخم زبان نزنید. زوزه تیر که از بیخ کسی رد می شود با هیچ کس شوخی ندارد. دلاوری های فاطمیون ماحصل تفکر و تعهد و تربیت انقلابی است.

*برای من تربیت سخی در مستند نقاشی یک رویا خیلی جالب بود که این آدم کارگر بوده و اعتیاد داشته و حضرت زینب(س) به خوابش می‌آید و پس از ترک اعتیاد راهی سوریه می‌شود و پس از چندین ماه اسیر داعش بودن حاضر نمی‌شود برای زنده ماندن به حضرت زینب جسارت کند. ناخواسته مرا یاد فیلم سکوت مارتین اسکورسیزی انداخت که مسیحیان ژاپنی در آن فضای انکزیسیونی ژاپن حاضر نمی‌شوند به تمثال مسیح (ع) اهانت کنند. گویی فاطمیون برگزیده می‌شوند.

سخی (دلاور فاطمیونی در مستند نقاشی یک رویا) وقتی دارند از او دارند حرف می‌کشند چرا اومدی و دلیلت چه بوده، خیلی محکم پاسخ می‌دهد به خاطر حضرت زینب(س) آمدم. حاضر نیست از اعتقادات خودش عبور کند با اینکه زخمی است و داعشی ها مرتب او را کتک می‌زنند. محسن حججی را به عنوان شهید ذبیح می‌شناسید،من یک شهید در فاطمیون به شما معرفی می‌کنم مثل شهید حججی. 

شهید رضا اسماعیلی (اینجا)، اولین شهید بی سر فاطیمون است. تکفیری‌ها که او را گرفتند گفتند تو باید به وجود مقدس امیر المومنین (ع) توهین کنی تا زنده بمانی. او را با هزار سختی و مشقت دستگیر کردند. بی سیم را روشن کردند و بی سیم را یکسره کردند که مجاهدان صدای او را بشنوند. گفتند توهین کن. مقاومت کرد و شروع کرد به یاعلی یاعلی یاعلی … گفتن. ایشان با استقامتی عجیب شروع کرد به ذکر گفتن، در همین حین بچه های  که صدای بی‌سیم را می‌شنیدند گفتند که صدای خرخر بریدن گلوی این دلاور از پشت بی‌سیم شنیده شد.

ببیند مومن واقعی مسلمان واقعی به چه کسی می‌گویند؟ به کسی که پای اعتقاداتش اینگونه ایستاده است. ما این صحنه های را ندیدیم و این شهید را نشناختیم. اینها حاصل مکتب انقلابند نه کسانی با یقه دیپلمات و ریش و عبا و عمامه هزاران ظاهر ادعای انقلابی بودن دارند اما اهل سازش با دشمن هستند و  منافق‌اند. این نفاق برای جمهوری اسلامی خیلی خطرناک است. فاطمیون به همین خاطر برای انقلاب اسلامی بهترند و با عوامل بلند پایه نفاق و چقدر غریبند.

*خیلی از فاطمیون شناسنامه ندارند، رسیدگی درست و درمان به آنها نمی‌شود اما اهل اغتشاش و طلبکاری هم نیستند.

مشکلی که در ممکلت ما وجود دارد حرف گوش نکردن است. در جلسات عمومی و خصوصی بارها مقام معظم رهبری درباره این مسئله صحبت کردند. چند نفر از مسئولان گوش کردند؟ عمده مشکل مسئولان این است که اصلا حرف رهبری را گوش نمی‌کنند. حضرت آقا بارها فرمودند که فرزندان افغان‌ها حق تحصیل داشته باشند، بیمه داشته باشند هزاران رسیدگی اجتماعی و شما با جزئیات فرمایشات حضرت آقا را رصد کنید که نمود این اتفاق را در برنامه وطن دار دیده‌اید که از یک عده از مسئولان اعتراف گرفتند که باید اینکار را بکنید. آقای نیروی انتظامی جمهوری اسلامی فلان طور رفتار کن. آقای مسئول اطباء ، اینطور باشید. مگر رهبری بالاترین منصب حکومت جمهوری اسلامی از شما درخواست کرده بود که گفته بود رفاه اجتماعی آنان را تامین کنید؟ یک عده گوش نمی‌دهند یک عده دیر گوش می‌دهند. این بزرگترین مشکلات ممکلت در تمام رده‌های مدیریتی است.

*من نظرم این است که فاطمیون از بهترین های شیعه هستند و باید بهترین جا تهران زندگی کنند و فرزندانشان در بهترین مدارس تحصیل کنند.

افغان‌هااز  فطرت دینی قوی برخوردارند و همین فطرت و تربیت اعتقادی سبب شده که عموما در فضاهای مذهبی زندگی می‌کنند. مشهد، قم ،شهرری، و هر جا استان‌ها اطراف بعقه‌های امامزاده‌ها و ائمه زندگی می‌کنند. حتی برخی از این عزیزان در زینبیه سوریه زندگی می‌کنند و بومی آنجا بودند. در کنارمرقد حضرت زینب دختر امام کاظم (ع) زندگی می‌کنند. یعنی شما هر جا امامزاده‌ای می‌بینی، بخشی از برادران افغان ما در اطراف آن زندگی می‌کنند.

خادمان حرم حضرت رقیه سال‌های سال نزدیک به چندین نسل متوالی افغانستانی هستند. چند نسل از خادمانشان افغانستانی هستند. من اصرار دارم بگویم که اینها با یک زمینه قوی مذهبی پرورش یافتگان انقلاب هستند. حتی جغرافیای عموم افغان‌ها اسلامی است. همه این استدلال‌ها را کنار هم گذاشتم تا این مسائل مهم در مورد افغان‌ها را به گوش همه برسانم. اینقدر فیلم در مورد افغان های فیلم بسازم . مثلا من نبرد پالمیرا ساختم تا همگان متوجه شوند مهمترین منطقه سوریه را فاطمیون آزاد کردند.

هزاران سبک و سوژه وجود دارد در مورد فاطمیون و افغان‌های فیلم ساختن. در نقاشی یک رویا من در مورد جانبازی صحبت می کنم ۱۴ ماه اسیر داعش بوده و هر روز یک تکه نان خورده اما خواست داعش مبنی بر توهین به حضرت زینب (س) را انجام نداده است. آدمی که به مرحله می‌رسد امکان ندارد که فرد معتقدی نباشد و اعتقاد او را به چنین جایی رسانده است.

*در مورد مستند مادرانه هم توضیح بدهید؟مادر شهیدافغانی با این مختصات که در فیلم نشان می‌دهید سال‌ها پس از هشت سال دفاع مقدس ندیده بودیم.

خانواده‌ای در قم در به نام صابری یک پسر و دو دختر دارند. پسرشان می‌خواهد به سوریه برود اجازه می‌دهند به سوریه برود  و از همان گروه‌های اول فاطمیون است که آنجا تشکیل شده بود. روی تل(تپه) قرین که مشرف به بلندی های جولان علیرضا توسلی فرمانده فاطمیون به شهادت رسیدند، مهدی صابری همانجا شهید شد. تک پسر را وقتی  آوردند ما تصاویر معراج شهدا را داریم که مادر بالای سر فرزندش حاضر می‌شود. من توضیح نمی‌دهم و بگذارید ببیند. هر چقدر توضیح بدهیم نمی توانیم مادر این شهید فاطمیونی را توصیف کنیم. دقیقا مصداق آنچه هستند که حضرت زینب فرمودند. ما رایت الا جمیلا‬‎. برادر و عزیزترین کس تورا در مقابل تو تکه تکه کنند و بگویی من جز زیبایی چیزی ندیدم (ما رایت الا جمیلا). {اشاره به حضرت زینب (س)}. این مادر این لحظه را برای ما به تصویر کشید. تک پسرش را آوردند شهید پر از خون، رفتار این مادر را شما ببیند. اگر ذره ای اشک دیدید، اگر ذره ای ناراحتی دیدید، ندیدید. شما یک مادر زینبی می‌بینید. اینانند پرورش یافتگان مکتب انقلاب و انقلابی،نه آن عده‌ای که شناسنامه ایرانی دارند، ادای انقلابی‌گر درمی‌آورند و امروز هزاران کار ضد انقلابی انجام می‌دهند.

 تماشای مستند مادرانه از اینجا

بارگذاری بیشتر مطالب مرتبط
Load More By 
Load More In اخبار
نظرات خود را به آدرس (info@shohadaharam.ir) ایمیل بزنید

بررسی

حضور فعال رزمندگان فاطمیون در آخرین پایگاه داعش در سوریه+فیلم

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شهدای مدافع حرم به نقل از خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا…